دلم خاك مي خواست،رسيدم ، يه ذره از شلمچه يه ذره از طلائيه يه ذره از دهلاويه يه ذره از هويزه...

جاي همه ي عاشقان جنوب خالي.....

پلان اول : شلمچه

چه شلمچه اي رفتيم ما. به سلامتي روز قبلش بارون ، رگباري اومده بود همه جا شده بود مخلوطي از آب و خاك كه مي دهد = گل. اونم چه گلي، وقتي مي خواستي پاتو بلند كني يا پات ميومد و كفشت نميومد،يا اگه كفشت ميومد با كلي گل ميومد.اگر هم بي احطياط راه ميرفتي با كمر مي خوردي زمين. خدا رحم كرد دوستان بودند وگرنه من يكي بايد چندبار شيرجه ميرفتم توي گل.

البته همه ي اينا قشنگه ، چون صفا داره ، شور داره ، عشق داره و جايي كه عشق باشه سختي معنايي نداره.

دل آسمون شلمچه ي ما اون روز گرفته بود ، واسه ي همين غروبش رو نديديم.

وقتي مي خواستي برگردي ، دلت كنده نميشد يا بايد بي دل مي رفتي يا با يه قسمتي از دل.

dp7zovni06ai5wohu9gv.jpg&sa=X&ei=0tpMT-3qO9Tc8QOo-

پلان دوم : طلائيه

با اين كه وقتش خيلي محدود بود اما لحظه به لحظه اش غنيمت بود. از حال و صفاش نميگم آخه نميشه به زبون اورد و گفت.

اينجا همت بي سر شده         ميرافضلي پرپر شده

                       آه از غريبي

اينجا خاكش طلا داره       تربت كربلا داره

                    آه از غريبي

كرب و بلاي ايران        شش گوشه ي خوزستان

                مظلوم حسين جان

پلان سوم كه دهلاويه و پلان چهارم كه هويزه است و پلان پنجم كه اروند كناره بماند............

پلان آخر

ميگن سفر تمومه ، بايد برگشت ،چقدر زود گذشت ، قد يه چشم برهم زدن. اما همين چشم برهم زدن هيچ وقت هيچ وقت هيچ وقت فراموش نميشه. لحظه به لحظه اش همراه و دنبال آدمه ....

« خيلي چيزا رو نميشه به زبون اورد ، نميشه گفت ، فقط فقط جاش تو دله ، نبايد شنيد بايد حسش كرد. فهميدش.ديدش.....»

خدا قسمتتون كنه........

                                     اللهم الرزقنا توفيق الشهادة في سبيلك........

...........................................................................................

راستي انتخابات ، دوباره بحث ها شور گرفته ، به اميد مجلسي پر از نمايندگان اصلح....