كاش هنوز هم نگاهمان به آسمان باشد...
همه آمده بودند ، يك ايران به وسعت سنگرهاي خاكي كه همرنگ لباس رزمنده ها بود و رزمنده ها همرنگ يك ديگر.
آنجا كه خاك و خاكريز ، لباس و اسلحه ، فرمانده و بي سيم چي ، لبخند و اشك ، عبادت و دعا و حتي شوخي و دعوا ، يك رنگ بيشتر نداشت ، رنگ خاك.
انساني كه خلقتش ريشه در خاك داشت ، در جبهه ، تجسم عيني خاك گشته بود. اما تمام ذراتش عطر آسمان مي داد ، عطر يقين ، عطر همدلي ، عطر انسان بودن.
در عصر فضيلت هاي گمشده ، اين سربازان امام خميني (ره) بودند كه ميوه هاي « خوب زندگي كردن ، خوب فكر كردن ، خوب نبرد كردن و حتي خوب مردن» را از درخت حماسه چيدند و چشيدند.
امروزي ها اما به شيوه ي عادت بشري مي گويند سبك زندگي ، يا به عبارت دقيق تر « سبك زندگي دنيايي» ؛ شيوه ي خنديدن ، خوردن ، خوابيدن ، ميهماني رفتن ، خريد كردن و ... اين نوع زندگي فقط زمين دارد با تمام تعلقاتش ، و مدام در گوشهايت زمزمه مي كند : « هيچ وقت به آسمان نگاه نكن !»
برعكس در سبك زندگي آدم هاي جبهه ، در روزهاي شور و حماسه ، يك شيوه بارز است ؛ اين كه آدم ها مصداق « فاستبقواالخيرات » و «تعاونوا علي البر و التقوي» هستند.
رنگ سبك زندگي جبهه ، يك رنگ است و سبك زندگي امروز ، هزار رنگ و هزار چهره.
راستي رنگ امروز ما و سبك زندگي مان چقدر تناسب دارد با روزهايي كه مدام نگاهمان به آسمان بود؟ /1«منظور كل جامعه مي توان باشد و حتي خود فرد.»
..................................................................................................
پي نوشت :
1/ امتداد61
2/ اين روزها بيشتر افراد به فكر بازگشايي كلاس درس و مدرسه و دانشگاه اند.
بعضي ها هم به فكر جور كردن وسايل مدرسه و كلا درس خواندن.
اما من اين روزا بيش از اوني كه به فكر بازگشايي كلاس درس باشم ، توي فكر يه تاريخم ، تاريخ حمله ي عراق به ايران:
1359/6/31

ما از الست طایفه ای سینه سوخته ایم/